|
اعتياد چيست؟ شايد به نظر كسى كه همسر ش مواد اعتياد آور مصرف مى كند عجيب بيايد چرا اين سوال از او پرسيده مى شود و در جواب بگويد ما كه با اعتياد زندگى مى كنيم. البته جواب درستى است ولى قصد ما از اين فصل هم آشنايى بيشتر با موضوع اعتياد است و هم آشنايى همسرانى است كه تازه دچار مشكل شده اند و اطلاع كافى ندارند. در اين خصوص همسرى مى گويد : وقتى متوجه شدم همسرم كراك مصرف می كند خيلى ناراحت شدم و به او گفتم تو معتاد هستى ولى او عصبانى شد و گفت تو به من می گويى معتاد ، مگر من گوشه كوچه افتاده ام ، مگر من بى پول هستم ، من براى خودم كسى هستم ، من صاحب يك شركت هستم، تو به من توهين كردى و من تو را نمی بخشم . من هم باور كردم و از او معذرت خواستم زيرا من هم فكر می كردم معتاد كسى است كه گوشه خيابان افتاده است. من نمی دانستم كه ..... بله او نمى دانست كه معتاد چه ويژگى هايى دارد و نمى دانست كلمه اعتياد از نظر بسيارى از مردم ضد ارزش است و كسى دوست ندارد با اين نام او را صدا بزنند. ولى آيا نبايد كلمه اعتياد را به كار برد ؟ براى جواب اين سوال توجه شما را به این مطالب جلب مى كنم. بعضى از متخصصان به جاى كلمه اعتياد از اصطلاح وابستگى به مواد استفاده مى كنند. زيرا فكر مى كنند در بعضى جاها ممكن است كلمه اعتياد يك برچسب غيراخلاقى باشد و براى كارهاى آموزشى مشكل ايجاد كند . بعضى هم فكر مى كنند اين كلمه نمى تواند ويژگى هاى فرد مصرف كننده مواد را به خوبى بيان كند. اما چيزى كه مهم است برداشت ما از اين كلمه است اگر در جايى كه شما زندگى مى كنيد امكان استفاده راحت از اين كلمه وجود دارد از نظر بسيارى از متخصصين اشكالى ندارد، اما شما مى توانيد به جاى اين كلمه از وابستگى به مواد هم استفاده كنيد.
وابستگى به مواد چيست؟ "اعتياد يا وابستگى به مواد يك بيمارى مزمن و عود كننده است كه موجب می شود فرد در بيشتر موارد ، با اين كه می داند مصرف مواد براى خودش و اطرافيانش مضر است، به اجبار براى به دست آوردن و مصرف آن تلاش كند." اعتياد بيماريى است كه به مغز و فعاليت هاى مغزى آسيب مى رساند. هم چنين بعضى از بيمارى هايى كه به سيستم مغز و اعصاب مربوط هستند مى توانند شخص را مستعد وابستگى به مواد اعتياد آور كنند. هرچند اغلب افراد داوطلبانه و به دلخواه خود مصرف مواد را شروع مى كنند ولى تغييراتى كه مواد اعتيادآور در مغز ايجاد مى كنند باعث مى شود به دلخواه خود نتوانند مصرف آن را كنار گذارند و قادر نباشند در برابر وسوسه مصرف مواد و مشكلاتى كه با مصرف نكردن آن بوجود مى آيد ، طاقت بياورند. براى همين ترك سوء مصرف مواد با مشكلات زيادى همراه است . خوشبختانه مداخلاتى وجود دارد كه به افراد مصرف كننده مواد كمك مى كند بتوانند كنترل خود را به دست بياورند و در فصل درمان راجع به آن صحبت مى شود.
آيا وابستگى به مواد يكباره به وجود می آيد؟ بهتر است قبل از پاسخ به اين سوآل به قسمتى از خاطرات معصومه توجه كنيد شوهرم 35 ساله بود كه فهميدم ترياك مصرف می كند با او صحبت كردم و به او گفتم بهتر است اين كار را كنار بگذارى او گفت: "اين تفريح من است ، من كه سرگرمى ندارم . گاهى می رويم با دوستان گپى می زنيم و يك يا دو پك هم ترياك می كشيم." من هم قبول كردم و نمی دانستم كه اين مواد چه اثراتى بر روى مغز می گذارد و نمی دانستم مصرف گاه به گاه و اختيارى به مصرف منظم و اجبارى می رسد. من می ديدم شوهرم يك سال است ترياك می كشد و هيچ مشكلى براى او و براى ما بوجود نيامده است . ولى كم كم احساس كردم در اخلاق و رفتارش تغييراتى به وجود آمده است و بر عكس گذشته خيلى زود عصبانى می شود ، مثلاً يكبار فرزندمان را كتك زد البته بعد پشيمان شد و حتى گريه كرد. گاهى هم دير به سر كار می رفت من نمی فهميدم كه اين تغييرات مربوط به اثر اين مواد در مغز اوست . خلاصه درد سرتان ندهم بعد از 6 ماه فاصله مصرف او كم شد يعنى از ماهى دو بار به هفته اى يك بار رسيد و مقدار مصرفش هم بيشتر شد ، غيبت از كارش هم افزايش پيدا كرد. او حتى دوست نداشت با اقوام و دوستان قديمى كه مواد مصرف نمی كردند رفت و آمد كند و اين موضوع مرا نگران می كرد و از همين جا دعواهاى ما شروع شد. اين وضعيت نيز 5 ماه بيشتر طول نكشيد و بعد از آن همسرم درفواصل منظم ترياك می كشيد و نمی توانست با مقدار قبلى لذت ببرد و براى همين دايم مقدار مصرفش هم بالا می رفت ولى زمانى احساس خطر كردم(حدود 4ماه بعد) كه متوجه شدم او ديگر ترياك نمی كشد و به مصرف كراك روى آورده است ، او ديگر به من و فرزندانش توجهى ندارد و به دليل غيب تهاى مكرر از كار به او اخطار داده اند. او به جايى رسيده بود كه اگر سر موقع مواد براى كشيدن نداشت دچار دردهاى جسمى و روانى بسيارى می شد . او دلش می خواست ترك كند و نمی توانست. با توجه با اين گفته ها به نظر گروهى از متخصصين مراحلى كه يك فرد معمولاً تا وابسته شدن به مواد طى مى كند به شرح زير است:
1.مصرف اتفاقى : يعنى استفاده از يك ماده تغيير دهنده خلق مانند هروئين بدون در پى داشتن مشكلات. اين زمانى بود كه شوهر معصومه مصرف تفننى را شروع كرده بود ولى مقدار مواد كم و فاصله مصرف مواد زياد بود . اين مرحله از يك جهت بسيار خطر ناك است زيرا اگر اطرافيان به فرد اعتراض كنند او نه خودش را معتاد مى داند ونه قبول مى كند كه يك زمانى به اين مواد وابسته خواهد شد.
2. مصرف گاه به گاه : يعنى مصرف يك ماده تغيير دهنده خلق مانند هروئين همراه با شروع مشكلات . وقتى بد اخلاقى شوهر معصومه شروع شد زمان شروع مشكلات بود ولى هنوز معصومه احساس نگرانى نمى كرد زيرا شوهرش به ندرت ممكن بود نتواند به سر كار برود و غيبت هاى از كار مكرر نداشت .
3. سوء مصرف: متخصصان معتقدند كه سوءمصرف به معناى مصرف مداوم الكل يا مواد است در حالى كه اين كار داراى پيامد هاى منفى براى شخص است. هنگامى ما از كلمه سوءمصرف استفاده كنيم كه حداقل يكى از ويژگى هاى زير در فرد مصرف كننده بايد وجود داشته باشد: - ادامه دادن به مصرف مواد با وجود مختل شدن فعاليت هاي اجتماعي، شغلي و تفريحي . (مثل غيبت ازكار يا نرسيدن به مسووليت هاي شغلي و نداشتن رفت و آمد با كسانى كه مواد مصرف نمى كنند) - مصرف مواد حتى در موقعيت هاي خطرناك (مثل رانندگي يا كار با وسايل مكانيكي) - بروز مكرر يا افزايش تخلفات قانوني (مثل جلب شدن به كلانتري به دليل مشاجره و دعوا با ديگران) - ادامه دادن به مصرف مواد على رغم به وجود آمدن مشكلات با ديگران(مثل درگيري با همسر)
اگر يادتان باشد معصومه زمانى احساس نگرانى كرد كه ديد هم مقدار ماده و هم زمان مصرف و هم غيبت از كار همسرش افزايش پيدا كرده است و با دوستان قديمى و حتى بستگانش كه مواد مصرف نمى كنند رفت و آمد نمى كند. مشاجرات معصومه با شوهرش از همين دوره شروع شد . شوهر معصومه گاهى دلش مى خواست ترك كند ولى نمى توانست چون از نظر جسمى و روانى به كشيدن ترياك وابسته شده بود.
4. وابستگى: به معنى مصرف اجبارى الكل يا مواد ، بدون توجه به پيامد هاى منفى آن است يعنى پيامد هاى منفى مثل ايجاد مشكلات زناشويى و يا حتى محكوميت به زندان باعث عدم مصرف مواد نمى شود. اين مرحله همان مرحله اعتياد است. براى اين كه به كسى بگوييم وابسته است حداقل بايد داراى سه نشانه از نشانه هاى زير باشد: - ايجاد تحمل: يعنى افزايش تدريجي مقدار ماده مصرفي لازم براي رسيدن به حالت هاى روانى و جسمانى كه مصرف آن ماده در مصارف قبلى ايجاد مى كرده است. - ايجاد علايم ترك از مهم ترين مشخصه هاى مرحله وابستگى است در اين شرايط فرد وابسته مجبور است براى رسيدن به حالت هايى كه مقدار مشخصى از مواد در او ايجاد مى كرده است، مقدار بيشترى از مواد را استفاده كند و به اين ترتيب ميزان ماده مصرفى به تدريج در وى افزايش مى يابد. - بروز علائم ترك: يعنى فرد وابسته در صورت عدم مصرف ماده به عوارض ناراحت كننده جسمى و روانى از قبيل بى خوابى ،درد بدن ، اسهال و بى قرارى دچار مى شود . - بى توجهى به مسووليت ها و وظايف : بيمار به تدريج نسبت به آداب و مسووليت هاي خانوادگي و اجتماعي خود بي تفاوت مي شود( مثل غيبت از كار و بى توجهى به خانواده ). - تمايل به قطع مصرف : فرد وابسته گاهي به ترك ماده تمايل پيدا مي كند ،اما نمي تواند آن را ترك كند - تداوم مصرف ماده علي رغم آگاهي از عوارض آن . - صرف وقت و هزينه براى تهيه مواد: يعنى بيمار به هر طريقى وقت و سرمايه هاى خود و خانواده را براى تهيه مواد صرف مى كند . در همين مرحله بود كه معصومه احساس خطر كرده بود و شوهر او بسيارى از اين علائم را داشت يعنى هم وابستگى جسمى پيدا كرده بود ( اگر مصرف نمى كرد دچار دردهاى شديد بدنى مى شد) و هم وابستگى روانى ( درصورت مصرف نكردن مواد دچار اضطراب يا افسردگى مى شد)
|